close
تبلیغات در اینترنت
داستان طنز و جالب “سیندرلا”
یکشنبه 04 مهر 1395

 تبلیغات شما در کنگان قدس با نازلترین قیمت ها
برنامه مورد نیاز
برنامه مورد نیاز برنامه مورد نیاز برنامه مورد نیاز برنامه مورد نیاز برنامه مورد نیاز
اطلاعات کاربری

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظرسنجی
به سایت ما چه نمره ای می دهید ؟!







کدهای اختصاصی
Check PageRank
★✫★☆ WellcoMe To Kanganghods.Org ✫★☆★
http://up.kanganghods.ir/Bener/Besmellah_kanganghods.png

کنگان قــدس وابسته به هیچ ارگان و گروهی نبوده و صرفا پایگاه
موسیقی ، برنامه و سرگرمی میباشد و تابع مضامین جمهوری اسلامی فعالیت میکند.

http://up.kanganghods.ir/new.gif 
Www.KanganGhodS.Org

آدرس بــعــدی ســایــت

Www.KanganGhodS.Ir

http://up.kanganghods.ir/Bener/adress_etelaee.gif
http://up.kanganghods.ir/Bener/talar.gif
http://up.kanganghods.ir/Bener/edea_.nmikonim.png

http://uploadpa.com/beta/12/6h07vnpkeq5ogbehiyzb.gif

   به سایت کنگان قدس خوش آمدید ، امیدواریم لحظات خوبی را در این وب سایت سپری کنید

   اگر تا کنون موفق به ثبت نام در سایت نشده ايد مي توانيد از اين قسمت نسبت به عضويت

    خود اقدام نماييد تا موفق به مشاهده و استفاده از لينک ها و بخش هاي مخفي در سايت شويد .

http://uploadpa.com/beta/12/iboeeokedrhh9bzlpmc.gif



لطفا برای مکاتبه با مدیریت سایت با ایمیل زیر در ارتباط باشید.


Email : kanganghodS@Yahoo.Com

 
مــهــم
http://s3.picofile.com/file/7409054729/ghabele_tavajoh.png

http://s2.picofile.com/file/7225909458/kanganghods_r98_ir.jpg

http://up.kanganghods.ir/f7a3d1d2f039.gif


آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
استخدام مترجم 0 5 samaneh69
صنایع دستی کرمانشاه 0 10 fns4565
صنایع دستی زنجان 0 11 fns4565
صنایع دستی تبریز 0 11 fns4565
صنایع دستی تهران 0 10 fns4565
صنایع دستی اصفهان 0 11 fns4565
کاربرد درب اتوماتیک شیشه ای 0 9 fns4565
انواع راهبند 0 13 fns4565
...::: چــت روم کــــنگـــان قــــدس :::... 156 35046 makhroobeh
آدرس چت روم سایت : www.musicsity.ir/talk 0 947 admin
آدرس جدید سایت www.musicsity.ir لطفا اطلاع رسانی کنید 0 1050 admin
>>> حتما مطالعه کنید خیلی خیلی مهم (جهت حمایت از سایت ) 1 1406 admin
بیا تو حاضریتو بزن 94 20889 admin
بــــــــــــازی بـــــــــا اســــــــــامــــــــی 138 27464 admin
کد آهنگ پیشواز جدید ایرانسل >>> آپدیت پذیر 29 11263 admin
اس ام اس عاشقانه 63 15884 admin
تالار گفتگو به زبان انگليسي 8 3237 mahdie
دیگه برخورد جدی میکنم ! ** حتما مطالعه کنید ** 2 2551 admin
گزارش خرابی لینک های دانلود 5 3039 admin
کنگان قدس یک ساله شد 0 1698 admin
با فعالیت در تالار گفتمان در قرعه کشی ماهانه سایت شرکت کنید 9 4813 admin
::::::: اطلاعیه - مهم ::::::::: 4 3584 admin
دسته :

داستان طنز و خواندنی " سیندرلا ایرانی "

http://rozup.ir/up/kanganghods/cinderella1.gif

یکی بود ، دو تا نبود ، زیر گنبد کبود که شایدم کبود نبود و آبی بود ، یه دختر خوشگل بدون پدر مادر زندگی می کرد. اسم این دختر خوشگله سیندرلا بود که بلا نسبت دخترای امروزی، روم به دیوار روم به دیوار ، گلاب به روتون خیلی خوشگل بود…

سیندرلا با نامادریش که اسمش صغرا خانم بود و ۲ تا خواهر ناتنیاش که اسمشون زری و پری بود زندگی می کرد . بیچاره سیندرلا از صبح که از خواب پا می شد باید کار می کرد تا آخر شب . آخه صغرا خانم خیلی ظالم بود . همش می گفت :سیندرلا پارکت ها رو طی کشیدی؟ سیندرلا لوور دراپه ها رو گرد گیری کردی؟ سیندرلا میلک شیک توت فرنگیه منو آماده کردی ؟ سیندرلا هم تو دلش می گفت : ای بترکی ، ذلیل مرده ی گامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که ۲ متر تو آفسایده ، و بلند می گفت : بعله مامی صغی ) همون صغرا خانم خودمون ) خلاصه الهی بمیرم برای این دختر خوشگله که بدبختیهاش یکی دو تا نبود .

القصه ، یه روز پسر پادشاه که خوشی زیر دلش زده بود ، تصمیم گرفت که ازدواج کنه . رفت پیش مامانش و گفت مامان جونم

مامانش : بعله پسر دلبندم

شاهزاده : من زن می خوام

مامانش : تو غلط می کنی پسره ی گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ دیگه زن گرفتنت چیه؟

شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پیر پسر می شم ، دارم مثل غنچه ی گل پرپر می شم

مامانش در حالی که اشکش سرازیر شده بود گفت : باشه قند عسلم ، شیر و شکرم ، پسر گلم ، می خوای با کی مزدوج شی؟

شاهزاده : هنوز نمی دونم ولی می دونم که از بی زنی دارم می میرم

مامانش : من از فردا سراغ می گیرم تا یه دختر نجیب و آفتاب مهتاب ندیده و خوشگل مثل خودم برات پیدا کنم .

خلاصه شاهزاده دیگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود تا مامانش یه دختر با کمالات و تحصیل کرده و امروزی براش گیر بیاره. یه روز مامانش گفت : کوچولوی عزیز مامان ، من تمام دخترای شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت اومد بگو تا با پس گردنی برات بگیرمش ،

شاهزاده گفت : چرا با پس گردنی؟

مامانش گفت : الاغ ، چرا نمی فهمی ، برای اینکه مهریه بهش ندی، پس آخه تو کی می خوای آدم بشی ؟ روز مهمونی فرا رسید ، سیندرلا و زری و پری هم دعوت شده بودند . زری و پری هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ، شده بودند مثل ۲ تا بچه میمون ، اما سیندرلا ، وای چی بگم براتون شده بود یه تیکه ماه ، اصلا” ماه کیلویی چنده ، شده بود ونوس شایدم ( مگه من فضولم ، اصلا” به ما چه شبیه چی شده بود ( .

صغرا خانم حسود چشم در اومده سیندرلا رو با خودش نبرد ، سیندرلا کنار شومینه نشست و قهوه ی تلخ نوشید و آه کشید و اشک ریخت . یهو دید یه فرشته ی تپل مپل با ۲ تا بال لنگه به لنگه ، با یه دماغ سلطنتی و چشمای لوچ جلوی روش ظاهر شد

سیندرلا گفت : سلام

فرشته : گیریم علیک . حالا آبغوره می گیری واسه من ؟

سیندرلا : نه واسه خودم می گیرم

فرشته : بیجا می کنی ، پاشو ببینم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن

سیندرلا : آرزو می کنم که به مهمونیه شاهزاده برم
فرشته : خوب برو ، به درک ، کی جلوی راهتو گرفته دختره ی پررو ؟ راه بازه جاده درازه.

سیندرلا : چشم میرم ، خداحافظ ……

فرشته : خداحافظ ….

سیندرلا پا شد ، می خواست راه بیفته . زنگ زد به آژانس ، ولی آژانس ماشین نداشت .
زنگ زد به تاکسی تلفنی ولی اونجا هم ماشین نبود . زنگ زد پیک موتوری گفت : آقا موتور دارید؟

یارو گفت : نه نداریم.
سیندرلا نا امید گوشی رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هی میگی برو برو ، آخه من چه جوری برم؟

فرشته گفت : ای به خشکی شانس ، یه امشب می خواستم استراحت کنم که نشد ، پاشوبیا ببینم چه مرگته !!!! بلاخره یه خاکی تو سرمون می ریزیم . با هم رفتند تو انباری ، اونجا یدونه کدو حلوایی بود ، فرشته گفت بیا سوار این شو برو

سیندرلا گفت : این بی کلاسه ، من آبروم می ره اگه سوار این بشم .

فرشته گفت : خوب پس بیا سوار من شو !!!

سیندرلا گفت : یه آناناس اونجاست فرشته جون ، به دردت می خوره؟

فرشته : بعله می خوره

سیندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته چوب جادوگریش و رو هوا چرخوند و کوبید فرق سر آناناس و گفت : یالا یالا تبدیل شو به پرشیا. بیچاره آناناس که ضربه مغزی شده بود از ترسش تبدیل شد به یه پرشیای نقره ای.

فرشته به سیندرلا گفت : رانندگی بلدی؟ گواهینامه داری؟
سیندرلا : نه ندارم

فرشته : بمیری تو ، چرا نداری؟

سیندرلا : شهرک آزمایش شلوغ بود نرفتم امتحان بدم

 فرشته : ای خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدام کنم. فرشته با عصاش زد تو کله ی یه سوسک بدبخت که رو دیوار نشسته بودو داشت با افسوس به پرشیا نگاه می کرد . سوسکه تبدیل شد به یه پسر بدقیافه .

سیندرلا گفت : من با این ته دیگ سوخته جایی نمیرم

فرشته : چرا نمیری؟

سیندرلا : آبروم می ره

فرشته : همینه که هست ، نمی تونم که رت باتلر رو برات بیارم

سیندرلا : پس حداقل به این گاگول بگو یه ژل به موهاش بزنه . خلاصه گاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختی بود حرکت کردند سمت خونه ی پادشاه. وقتی رسیدند اونجا دیدند وای چه خبره !!!!!

شکیرا اومده بود اونجا داشت آواز می خوند ، جنیفر لوپز داشت مخ پدر پادشاه رو تیلیت می کرد . زری و پری هم جوگیر شده بودند و داشتند تکنو می زدند . صغرا خانم هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه می رفت (آخه بی چاره صغرا خانم از بی شوهری کپک زده بود ) خلاصه تو این هاگیر واگیر شاهزاده چشمش به سیندرلا افتاد و یه دل نه صد دل عاشقش شد

سیندرلا هم که دید تنور داغه چسبوند و با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و با ناز وادا اطوارگفت : شاهزاده منو می گیری ؟

شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟

سیندرلا : ۳۷

شاهزاده در حالی که چشماش از خوشحالی برق می زد گفت : آره می گیرمت ، من همیشه آرزو داشتم شماره ی پای زنم ۳۷ باشه.

خلاصه شاهزاده سیندرلا رو در آغوش کشید و به مهمونا گفت : ای ملت همیشه آن لاین ، من و سیندرلا می خواهیم باهم ازدواج کنیم ، همه گفتند مبارکه و بعد هم یک صدا خوندند : گل به سر عروس یالا … داماد و ببوس یالا

سیندرلا هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسید و قند تو دلش آب شد ( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد)

سپس با هم ازدواج کردند و سالهای سال به کوریه چشم زری و پری و صغرا خانم ، به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند و شونصد تا بچه به دنیا آوردند.


نویسنده : admin
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
گفتگو با مهدی صفایی نفر اول اذان بهزیستی استان

گفتگو با مهدی صفایی نفر اول اذان بهزیستی استان


http://up.kanganghods.ir/wWw.KanGanGhodS.Ir.jpg

 

جناب صفایی با عرض تبریک به مناسبت کسب مقام اول اذان ، لطفا کمی از خودتان و اینکه از چه سالی موذن شدید بگویید .

مهدی صفایی هستم 31 سال سن دارم . حدود 5 سال است که خدمت خانه ی خدارا می کنم و در مسجد امام جواد بصورت مداوم اذان  می گویم و مورد اعتماد هیات امنا این مسجد هستم .  خوشحالم که توانستم با خدمت به مساجد گوشه ای از نعمات الهی که در وجودم قرار دارد را به جا اورم .

با این معلولیت جسمی چگونه کنار آمدید ؟

معلویت های جسمی هیچگاه مانعی در برابر من نشدند . شاید گاهی اوقات با مشکلاتی روبرو شده باشم ولی هیچگاه مانعی بر سر راهم نشدند . من همیشه در جامعه بودم و هستم و این معلولیت نتوانست مرا از جامعه طرد کند .  گاهی اوقات همین معلولیت ها انگیزه ای شدند که به دنبال راهی سازنده باشم .

بگذریم . ازمساجد و موذنی بگویید .

من موذنی را دوست . و فضای مساجد همیشه برای من تجلی بهترین اوقات است . از 9سالگی در مدرسه اذان می گفتم . بصورت پراکنده در بسیاری از مساجد کنگان اذان گفته ام . اما با ساخت مسجد امام جواد موذن همیشگی این مسجد شدم .

شما بیشتر اوقات خود را در مسجد هستید . حضور جوانان در مسجد چگونه است ؟

مسجد امام جواد بواسطه وجود فضای کتابخانه و برخی خدمات الکترونیکی جوانان زیادی را به سوی خود جذب کرده است . این حرکت نشان داد که مسجد باید جوابگوی نیاز امروزی جوان مانند اینترنت و کتاب و .. باشد .

موذن واقعی از نظر شما کیست .

ببینید ! همیشه میان آنکه برای خدا کار می کند و کسی که رضای خلق خدا را ملاک قرار می دهد ، تفاوت های بسیاری وجود دارد . کار باید برای خدا باشد . چنین کاری هم مقبول خدا و هم مقبول خلق خداست . موذن هم باید برای رضای خدا اذان بگوید.

و در پایان ...

در پایان روی صحبتم با مسئولین است ، کسانیکه می توانند مشکلی از مشکلات شهروندان را حل کنند . از همه مسئولین می خواهم به نیاز های جامعه معلولین توجه کنند ( البته جای تشکر هم دارد ، در این چند ساله خدمات خوبی در راستای برطرف کردن نیازهای معلولین انجام گرفته است . )برطرف کردن نیازهای معلولین عین خدمت به خداوند است . یک فرد معلول نباید بواسطه معلولیت جسمی با کمبودهای مادی مواجه شود . با مدیریت می توان از استعداد های همه معلولین استفاد کرد .

این شعر به باور قلبی من تبدیل شده است : گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید دردیگری .

جا دارد از هیات امنا مسجد امام جواد نیز تشکری کنم . هیات امنا این مسجد به این حقیر ماهیانه مبلغی پرداخت می کنند که مرا شرمنده خود ساخته اند.

آمار سایت
آمار مطالب
کل مطالب : 584
کل نظرات : 285
آمار کاربران
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 7876

آمار بازدید
بازدید امروز : 76
باردید دیروز : 60
گوگل امروز : 0
گوگل دیروز : 9
بازدید هفته : 1,275
بازدید ماه : 14,203
بازدید سال : 149,240
بازدید کلی : 3,330,813
جستجو

آدرس یاب کنگان قدس
بـــرای اطلاع از آدرس
جـــــدیــــــد ســـایـــت
بر روی لـــینـــک زیــــر
کــلـــیــــکــ کـــنـــیـــد

اطلاع از ادرس جدید
 
ارسال مطلب


 http://up.kanganghods.ir/jadid/1281461742_send_post.jpg 

http://up.kanganghods.ir/jadid/new.gif شما هم جزٔ کسانی‌ باشید که می‌خواهید مطلب

خود را منتشر کنید  با ارسال مطلب خود میتوانید یکی‌ از ارسال کنند

گانه سایت باشید تنها با فشارد دادن ارسال مطلب شما هدایت میشوید

به بخش ارسال‌ها و مطلب خود را ثبت کنید . ابتدا در سایت عضو

شده تا پنل کاربری برای ارسال مطلب برای شما ایجاد گردد.


http://up.kanganghods.ir/jadid/send_post.png

کپی رایت!!!
http://uploadpa.com/beta/12/s45r9lfofug2lv3hxsb3.jpg

متاسفانه مطالب کنگان قدس
در بسیاری از وبسایت ها و وبلاگهای
 دیگر بدون ذکر منبع کپی می شوند.
اما این کار غیر قانونی بوده
و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد...

اوقات شرعی کنگان
http://www.owghat.com/owghat.png.aspx?Province=%D8%A8%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%B1&City=%D8%A8%D9%86%D8%AF%D8%B1%20%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%86
وصــیــت نــامــه شــهـــدا

وصــیــت نــامــه شــهـــدا

راه انــــــــدازی گـــردیــــــد

http://kanganghods.persiangig.com/image/Shohada%20Kanganghods.jpg